أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

فهرست و مقدمه 65

قانون ( فارسى )

اوضاع بيمارستان‌ها سير نزولى يافته است ، با آنكه تيمور فرمان داده بود كه در همهء شهرهاى قلمروى او دست‌كم يك بيمارستان داير شود . « 1 » نمونه‌هائى از نوآورى دانشمندان اسلامى در پزشكى و علوم وابسته نكته‌اى كه به‌ويژه به عنوان مهم‌ترين عامل در بررسى دانش پزشكى در حوزهء تمدن اسلام بايد مورد توجه قرار گيرد ، توجه به ماهيت بومى شدن زودهنگام پزشكى در اسلام است . شكى نيست كه كلىترين دانسته‌هاى تئوريك پزشكى ، به‌ويژه از طريق ترجمهء آثار دانشمندان يونانى ، و از همه مهم‌تر بقراط و جالينوس به دست مسلمانان رسيد . « 2 » اما بسيارى از مسائلى كه پزشكان مسلمان در مواجه با بيماران خود با آن روبه‌رو بودند ، اختصاص به سرزمين‌هاى اسلامى و شرايط خاص آن داشت كه در نوشته‌هاى يونانى از آن ذكرى به ميان نيامده بود . بديهى است كه به صرف عدم ذكر اين موارد در آثار پيشينيان ، پزشكان اسلامى نمىتوانستند به آنها بىاعتنا باشند . بنابراين رويكرد خاصى در مواجه با اين موارد آغاز شد . به عنوان نمونه ، در مهم‌ترين اثر گياه داروشناسى - كه به عنوان كتابى معتبر مورد توجه همهء پزشكان و داروشناسان اسلامى قرار گرفت - يعنى كتاب حشائش ديوسكوريدس « 3 » خواص دارويى 500 گياه مورد بحث قرار گرفته بود . درحالىكه تنها در بخش گياه داروشناسى كتاب الحاوى ، اثر بسيار مهم و پرارزش زكريا رازى ، تقريبا 700 گياه مورد بررسى قرار گرفته است . « 4 » اين تعداد در ديگر اثر مهم گياه داروشناسى اسلامى - كه نقش بسيار مهمى در شناخت پزشكان اسلامى در داروشناسى برجاى گذاشت - يعنى كتاب الجامع لمفردات الادويه و الاغذيه به 1400 فقره رسيده است « 5 » ، يعنى نزديك به سه برابر بيش از آنچه كه در اثر ديوسكوريدس ذكر شده است . در مورد بيمارىها نيز اين پديده كمابيش صادق است .

--> ( 1 ) . محمود نجم‌آبادى ، همان ، ج 3 ، ص 768 ؛ حسين كريمان ، رى باستان ، ج 2 ، تهران ، 1349 ، ص 362 ؛ ابراهيم بن محمد اصطخرى ، المسالك و الممالك ، چاپ دخويه ، ليدن 1967 ، ص 241 ؛ ابن ابى اصيبعه ، همان ، 2 - 121 . ( 2 ) . دربارهء نقش اين دانشمندان يونانى در تبيين ريشه‌هاى پزشكى اسلامى ، نك : فؤاد سزگين ، تاريخ نگارش‌هاى عربى ، ج 3 ، پزشكى ، داروشناسى ، ترجمهء كيكاوس جهاندارى ، تهران ، 1380 . ( 3 ) . دربارهء اهميت نقش او در گياه‌شناسى اسلامى ، نك : فؤاد سزگين ، همان ، ص 100 - 95 . ( 4 ) . دربارهء الحاوى ، نك : فؤاد سزگين ، همان ، ص 83 - 379 . ( 5 ) . اين كتاب در بولاق به چاپ رسيده است . دربارهء اين كتاب و براى آگاهى بيشتر دربارهء نويسندهء آن ، نك : دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، زير نظر كاظم موسوى بجنوردى ، ج 3 ، ذيل « ابن بيطار » ، ( هوشنگ اعلم ) .